<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?>
<ArticleSet>
  <Article>
    <Journal>
      <PublisherName>موسسه انتشارات بین المللی چتر اندیشه</PublisherName>
      <JournalTitle>مجله پژوهش های معاصر در علوم و تحقیقات</JournalTitle>
      <Issn>2676-5764</Issn>
      <Volume>7</Volume>
      <Issue>77</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2025</Year>
        <Month>12</Month>
        <Day>21</Day>
      </PubDate>
    </Journal>

    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>بهبود مدیریت موجودی با ترکیب روش‌های هوش مصنوعی و مدل‌های احتمالی</VernacularTitle>
    <FirstPage>143</FirstPage>
    <LastPage>153</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi">10.22051/jera.2021.31891.2698</ELocationID>
    <Language>FA</Language>

    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>مژده</FirstName>
                <Affiliation>گروه مدیریت صنعتی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران</Affiliation>
      </Author>
      <Author>
        <FirstName>محمدرضا</FirstName>
                <Affiliation>گروه مدیریت صنعتی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران</Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>

    <PublicationType></PublicationType>

    <History>
      <PubDate PubStatus="received">
        <Year>2025</Year>
        <Month>10</Month>
        <Day>21</Day>
      </PubDate>
    </History>

    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">مدیریت موجودی به عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی در زنجیره تأمین، نقش تعیین‌کننده‌ای در بهینه‌سازی هزینه‌ها، افزایش بهره‌وری و حفظ سطح مطلوب خدمت به مشتریان دارد. با توجه به تغییرات سریع محیط کسب‌وکار، نوسانات بازار، و عدم قطعیت در پیش‌بینی تقاضا، روش‌های سنتی مبتنی بر مدل‌های قطعی دیگر قادر به پاسخ‌گویی مؤثر به این پیچیدگی‌ها نیستند. در سال‌های اخیر، ترکیب رویکردهای هوش مصنوعی شامل: یادگیری ماشین، شبکه‌های عصبی، الگوریتم‌های ژنتیک و سیستم‌های فازی با مدل‌های احتمالاتی و آماری مانند مدل‌های بیزی، زنجیره‌های مارکوف و شبیه‌سازی مونت‌کارلو، به عنوان راهکاری نوین برای ارتقای دقت تصمیم‌گیری در مدیریت موجودی مطرح شده است. این مقاله به‌صورت توصیفی و در قالب کتابخانه‌ای- مروری، مطالعات انجام‌شده در زمینه استفاده از مدل‌های ترکیبی هوشمند&amp;ndash;احتمالاتی برای پیش‌بینی تقاضا، تعیین نقطه سفارش، و کاهش هزینه‌های موجودی را مورد بررسی و مقایسه قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهند که بهره‌گیری از مدل‌های ترکیبی سبب بهبود چشم‌گیر در دقت پیش‌بینی، افزایش انعطاف‌پذیری در شرایط عدم قطعیت، و کاهش هزینه‌های نگهداری و کمبود موجودی می‌شود. با این حال، چالش‌هایی نظیر نیاز به داده‌های باکیفیت، پیچیدگی محاسباتی، و دشواری در تفسیر نتایج همچنان مانع از کاربرد وسیع این روش‌ها در محیط‌های واقعی هستند. در پایان، مقاله مسیرهای پژوهشی آینده نظیر استفاده از یادگیری عمیق، مدل‌های بیزی سلسله‌مراتبی، و سیستم‌های تصمیم‌یار تطبیقی را به‌عنوان جهت‌گیری‌های مؤثر برای توسعه مدیریت موجودی هوشمند پیشنهاد می‌کند.</OtherAbstract>

    <ObjectList>
    </ObjectList>

    <ArchiveCopySource DocType="pdf">/downloadfilepdf/12568</ArchiveCopySource>
  </Article>
</ArticleSet>
